تبليغاتX
زندگی هوشمندانه

زندگی هوشمندانه

تکنیک های زندگی و خوب زیستن
این وب منتقل شد

 

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت18:36توسط جواد |
مشکل اساسي
يکي از دوستام بهم گفت ميخوام ازدواج کنم اما هيچ دختري که من ميخوام پيدا نميشه گفتم منظورت چيه گفت آخه دختراي اين زمونه اونقد دوست پسر دارن که شوهر ميخوان چيکار؟
ميدونين بهش چي گفتم؟گفتم حالا واقعا تو با هيچ دختري رابطه نداشتي؟گفت چرا اما نه تا اون حد.
 ميخوام اينو بهتون بگم که دليل اختلاف ها توقع بيجا از طرف مقابل است يعني چي؟يعني وقتي خودت با نامحرم رابطه داشتي انتظار نداشته باش که طرف مقابل هم با احدي رابطه نداشته باشه
يه تفاوت کوچولو به يه تعارض بزرگ تبديل ميشه
حالا به تفاوت و تعارض هاي خانوادگي دقت کنين
سارا:
گفتم که ميخوام تعطيلات آخرهفته رو پيش مامانم اينا باشيم
سامان:ياشمال يا هيچ جا حرف مامانت رو هم نزن که...
خب مسلمه که سارا داره ساز مخالف ميزنه وقتي ميدونه بعداز يه هفته کار و خستگي واسه سامان،شمال رفتن سامانو خوشحال ميکنه بازم مخالفت ميکنه
و وقتي از سارا بپرسيچرا با نظر سامان مخالفي ميگه آخه هيچ وقت به خاسته هاي من توجهي نميکنه
حل مشکل:تنها يه حرف واسه سامان:وقتي تو به خاسته هاي سارا توجهي نميکني چطور انتظار داري اون خاسته هاي تو توجه کنه؟
  

+نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت12:20توسط جواد |
داستان سیاوش
یه داستانی آماده کردم که خیلی جالبه دوست دارم بخونین و درموردش قضاوت کنین:

تا آخرش بخون به نظرمن خیلی جالبه
یه پسری 9ساله عاشق دختری 18ساله شده بود و وقتی ازش پرسیدن که چرا عاشق دختری شدی که ازخودت بزرگتره،گفت:عاشق که سن خالیش نیست مهم احساس قلبی که من الان نسبت به اون،این حس رو دارم (....نخند ادامشو بخون)
وقتی زندگی این آقا سیاوش رو بررسی کردن فهمیدن که وقتی سیاوش به دنیا اومده مادرش ازدنیا رفته و سه سال بعد پدرشو از دست داده و سرپرستی اونو به عمه اش دادن
عمه اش هم یه قاقچی مواد مخدر بوده که ازین بچه بعنوان پخش کننده مواد استفاده میکرده خلاصه یه روزسیاوش از تهران فرار میکنه میره پیش خاله اش توی نیشابور،خاله اش هم مثل پسر خودش  ازش مراقبت میکنه تا سن 9 سالگی که خالش هم به علت یه بیماری خاص میمره و بعدازون آقا سیاوش داستان ما عاشق این دختره میشه
حالا جالب ایجاست که وقتی عکس خالش واین دختره رو بررسی میکردن هردو شبیه هم بودند و فهمیدند سیاوش به دلیل اینکه از خالش یه چهره مادرانه ساخته بود عاشق دختری شده بود که شبیه خالش بود

به نظر شما دوران کودکی سیاوش چه تاثیری بر احساساتش داشت؟؟؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت11:23توسط جواد |
احساس و اضطراب
میخوام براتون از عواملی که باعث ایجاد اضطراب و تاثیرش بروی احساس از کودکی بگم آخه منشا این احساسات و اضطراب ها ازهمون دوران کودکی شروع میشه
یه کودک توی سن دوسالگی پیرو رفتار و حالت پدر ومادرشه
تا سن چهار سالگی به محیط خونه کنجکاو میشه و بیشتر دوست داره وسایل برقی رو مهندسی کنه
و از سن هفت سالگی به بعد به محیط بیرون کنجکاو میشه
حال اگه توی همون مرحله اول یعنی سن دو وچهار سالگی از لحاظ روانشناختی آسیب ببینه اضطراب هایی سراغش میاد که به احساساتش لطمه میزنه به اصطلاح دچار کمبود عاطفه میشه
حال فرض کنین همین فرد ازدواج کرده به نظرتون اولی مشکلی که بهش برخورد میکنه چیه؟؟؟؟

توروخدا واسه این سوال نظر بده دیگه

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت11:22توسط جواد |
لینک دانلود آهنگای دنیا

فعلا یه اهنگ از محمدعلیزاده رو دانلود کنین به نظرمن خیلی جالبه

دانلود با کیفیت 128

آهنگ بسیار زیبای شهرام و بهراد آلبوم فاصله

دانلود

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت12:21توسط جواد |
یه سوال؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به نظر شما اين به نفع مردهاست يا به نفع زنها:
مردي ميگه خدايا چرا اينقدر زنها رو قشنگ آفريدي؟خدا ميگه واسه اينکه تو ازون خوشت بياد×مرده ميگه پس چرا نفهم آفريدي؟ميگه براي اينکه اون ازتو خوشش بياد!!!!!!!!

نظرتون خيلي واسم مهمه لطفا و خواهشن نظر بده

 


برچسب‌ها: دوستتون دارم
+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت11:41توسط جواد |
زنان و راهی برای فرار از سوتفاهم ها

قبل از چيزي بهتره بدونيم که مفهوم ازذواج يا اختلاف همسران وابسته به نگرش ماست يعني در مقابل مسابل زندگي چه نگرشي داشته باشيم
ازدواج تملک نيست تعلق است
ازدواج تنها يه شرط داره:تفاهم( تفاهم به معني هم حسي يا درک متقابل و... نيست  درک کردنت بدرد خودت نبخوره تفاهم يعني توانايي تحمل تفاوتها)
توي هر زندگي بين زن وشوهر يه اختلاف حتي جزيي هم هست.پس چاره چيه؟يکم فکرکن؟

ميخوام از يه اختلاف کچولو و افکار دوطرف و نتيجه اش رو براتون بگم:
سامان بخاطر درگيري شغلي شبا دير مياد خونه و خسته کوفته بعداز خوردن شام بدون اينکه حتي نگاهي به سارا بکنه ميره بخوابه.سارا فکرميکنه که سامان اونو نميخواد وهمش بهونه ميگيره کجا بودي چرا هرشب دير مياي چرا باهام حرف نميزني
سامان:
   فکر:ديگه نميشه با اين زن زندگي کرد
   احساس:نااميدي عصباني
   رفتار:بي خيالي نسبت به زندگي
سارا:
   فکر:آخه چقدر بدبختم،خدايا اين هم شد زندگي؟خسته شدم ديگه
   احساس:غم،بي حوصلگي
   رفتار:گريه،بي محلي
پيشنهاد من:عيب نمايي کنيد نه عيب جويي،زندگي همديگه رو تجصص نکين زندگي که بر مبناي تجصص باشه زندگي نخواهد بود،پرده دري نکنيد حريم همديگه رو حفظ کنين
حلا اگه شما بجاي سارا باشين چکار ميکنين؟(به اين ميگن موضع گيري در مقابل مسايل زندگي)

اين لطيفه هارو بايد سرتيتر روزنامه ها چاب کرد:
ميگن خداون اول کهکشانهارو آفريد سپس استراحت فرمود،بعداز آن زمين زا آفريد سپس استراحت فرمود،پس از آن گلها وگياهان وحيوانات روآفريد سپس استراحت فرمود،بعداز آن مرد را آفريد سپس استراحت فرمود وپس از ان زن را آفريد از آن به بعد ديگه نه خدا استراحت فرمود نه کهکشانعا!!!

چارلزديکنز ميگه:امان از دست اين زنها که ماهرچي ميگيم زنها خلافش عمل ميکنن،من به خانومم ميگم خانوم بريم دوره دنيا رو بگرديم ميگه نه بريم يه جاي ديگه

زنه به شوهرش ميگه:تو بيشتر از اندام من خوشت مياد يا ار چهره من؟مرده ميگه:عزيزم اين اعتماد به نفست منو کشته

زنه از شوهرش ميپرسه:تو زن خوشگل دوست داري يا زن باشعور؟ميگه هيچ کدوم عزيزم من فقط تورو دوست دارم

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت11:39توسط جواد |
نظرخواهي ازچند زوج درباره زن ومرد نسبت به همديگه و ازدواج
 


زن از ديد مردان:
-همشون نامرد و رواني هستن،نبايد بهشون اعتماد کرد
-زنا عقلشون به چشمشونه،هرکاري کني زن ناقص العقل است
-زن بلاست خدا هيچ خونه اي رو بي بلا نکنه
-موجوداتي بسيار احساساتي
-زن بد آينه دق است،زن خوب نعمته(که اين دوره زمونه پيدا نميشه)

مرد از ديد زنان:
-فقط دنبال ارضاي خودشه
-تا کم ميارن زور ميگن
-مرد وفادار مثل آب حياته که کم کم داره ازبين ميره
-بايد مواظبشون باشي يه وقت زير سرشون بلند نشه که کلات پس معرکه است

ازدواج از ديد زنان و مردان:
-ازدواج مثل هندونه اي سربسته ميمونه
-ازدواج دين رو کامل ميکنه
-ازدواج مثل يه قلعه ميمونه،اونايي که رفتن داخل، ميخوان بيان بيرون و اونايي که هم بيرونن ميخوان برن داخل
-ازدواج شتري است که بلاخره دم خونت ميخوابه

اختلاف بين همسران از ديد زنان و مردان:
-دعوا نمک زندگيست
-زن وشوهر دعوا کنن،ابلهان باورکنن
-زن وشوهر شب دعوا ميکنن،صبح آشتي!

طلاق:
-طلاق براي خودش يه راه حل است،اما آخرين راه
-زن با چادر سفيد مياد وبا کفن سفيد هم بايد بره
-زن بد رو بايد سه طلاقه کني

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت11:38توسط جواد |
بعضي از مردها بعداز ازدواج بي وجدان ميشن

دقيقا چند ماه بعداز ازدواج:
سارا کلي آرابش ميکنه،سامان از سرکار مياد:
سارا:سلام نفسم خوبي؟
سامان:چته خل شدي برو کنار خسته ام(بي انصاف بي وجدان اين واسه تو آرايش کرده چرا بعضي از مردها انقد بي توجه هستن)
بعدازچند مدت:
سامان:خانوم فهميدي دختر همسايه بالايي ميخواد شوهر کنه؟
سارا:نه تو از کجا ميدوني؟
سامان:زير ابرو برداشته

نتيجه:ازين به بعد بهانه گيري شروع ميشه وبهد ازين اجداد همديگه رو مغرفي مکنن(پدرسوخته فلان رفته...)

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت11:36توسط جواد |
دلايل اختلف بين زوجها
تفاوت زوج تماشاچي رو با زوج فعال :

يه زوج تماشاچي دست روي دست ميگذارن تا رابطه ي آنها از نظر كيفي دچار كاستي ونقص شود اما زوج فعال چنين اجازه اي نميدهند ودايم چشمشان به ترموستات رابطه هست وبهش توجه ميكنن
يك زوج تماشاچي چگونه فكر احساس رفتار ميكنن
1.ماجرا:سارا و سامان ميخواهند بروند خونه مادر سارا
سامان:
فكر:عجب آدميه!همش مثل بچه ها به مادرش چسبيده
احساس:عصبانيت اما به ظاهر لبخندي برلب
رفتار:تحقير كردن سارا با لحن كنايه آميز(ميخواي بريم خونه مامانت؟بلاخره دختر مامانتي ديگه)
2.ماجرا:سامان با دوستانش مي خواهند بروند مسافرت
سارا:
فكر:اون با دوستاش بيشتر خوش ميگذره ديگه منو ميخواد چيكار
احساس:نفرت
رفتار:بي توحهي نسبت به سامان<<كشش بيشتر به سمت خانواده

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت16:4توسط جواد |
 فال حافظ - قالب وبلاگ

پیغام ورود و خروج

 حرف هاي دل وحيد  

انواع کد